تبليغاتX
گل صحرا
گل صحرا
فرهنگی، ادبی، اجتماعی


دو سال پیش من برای گرفتن عکس، برای موضوعی با پدرم به‌گمیشان رفتم. پدرم می‌خواست کتاب زندگینامه شهید بایرام محمد خیوه‌ای، یکی از شهیدان گمیشانی را بنویسد و می‌خواست که من در این رابطه به او کمک کنم و در موقع مصاحبه کردن با پدر شهید، از آنان عکس بگیرم.
ّ
من آن روز با اکراه با او رفتم و اما در موقع برگشتن با خوشحالی برگشتم، زیرا من در آن روز در باره شهید بایرام محمد خیوه‌ای، و اهمیت شهیدان مطالبی را شنیدم که هرگز از یادم نخواهد رفت. من پیش از آن به‌مقوله شهید و اصولا جنگ زیاد توجه‌ای نداشتم، زیرا مسائل جبهه و جنگ برایم زیاد ملموس نبود و من هرگز وجود شهید را از نزدیک لمس نکرده بودم و به‌گفته‌های دیگران هم توجهی نداشتم، زیرا من در زمان جنگ، کودکی بیش نبودم، به‌عبارتی نسل دوم انقلاب به‌حساب می‌آمدم. در هر صورت آنروز پدرم با استاد هیوه‌چی که استاد بزرگ موسیقی سنتی ترکمن می‌باشد، دو ساعت در باره زندگی خودش و زندگی فرزند شهیدش گفتگو کرد و من هم عکس گرفتم. آن روز پدر شهید با آن حالت جدی و گریان مطالبی را در باره فرزند شهیدش برای پدرم گفت که من تا به‌حال هرگز نشنیده بودم و این مطالب راستش، درونم را منقلب کرد و من احساس کردم که تاکنون نسبت به‌شهیدان کم لطفی کرده‌ام و بعد با خودم عهد کردم که از این پس مطالب بیشتری در باره شهیدان بدانم و در روزنامه‌ها در باره آنان بنویسم و با خانواده‌های شهیدان دیدار کنم و به‌سراغ آنان بروم. حالا در این فرصت مطالبی را از قول پدر شهید نقل می‌کنم. این مطالب برایم بسیار جالب بود و فکر می‌کنم که برای دیگران هم جالب و قابل توجه باشد و آن برگزاری مراسم سوگواری برای شهید ایرانی در ترکمنستان، یعنی در آن سوی مرز و در سر زمین بیگانه است. من بعد از شنیدن این مطالب از قول پدر شهید، فهمیدم که اهمیت شهید فرا‌تر از مرز‌ها ست و شاید در کشور‌های دیگری هم کسانی باشند که با شنیدن خبر شهادت عزیزی، مراسم سوگواری و عزاداری برگزار کرده باشند. در آن روز استاد عاشور محمد خیوه‌ای، در باره شهادت پسرش و برگزاری مراسم در آن سوی مرز این مطالب را بیان کرد که من از قول وی نقل می‌کنم:

پسرم قبل از اینکه شهید شود، جوان فعالی بود و اغلب در دریا صیادی می‌کرد. او خواننده و نوازنده دوتار بود و اغلب با یحیی محمد‌زاده، خواننده و نوازنده معروف گمیشانی، برای اجرای برنامه موسیقی به‌عروسی‌ها می‌رفت. من خودم خواننده و نوازنده دوتار هستم و به او آموزش دادم تا او یک نوازنده خوبی باشد و چنین هم شد. او استعداد زیادی داشت و زود ترقی کرد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط محمد گلی
به بهشت نخواهم رفت اگر مادرم آنجا نباشد!

                                   روزت مبارک مادر عزیزم



ارسال توسط محمد گلی
پزشك انساندوست و وكيل مجلس اين پزشك گرگاني، سالها از زندگي خود را وقف بيماران و دردمندان كرده بود و اغلب بيماران، خاطرات خوبي از وي به ياد دارند. مهين گرگاني، فرزند محمدآخوند گرگاني(جرجاني) بود كه خود از شخصيت‌هاي برجسته تركمن در دوران رضاشاه و پسرش محمدرضا شاه بود. محمدآخوند در آن دوران، در ده دوره و به مدت20 سال، نماينده مردم دشت گرگان، گنبد و يموت بود. دكتر مهين گرگاني در كنار چنين فردي روحاني، عالم و سياستمدار بزرگ شد. محمدآخوند گرگاني، با توجه به دشواري رفت و آمد در سالهاي اقامتش در تهران و مشكل سفر از تهران به گرگان و بالعكس، با خانمي به نام طوبي نصرتي‌فرد، در تهران ازدواج كرد و بعد‌ها از اين خانم چهار فرزند به نام‌هاي دكتر منصور، دكتر مهين، بگنج و عليرضا گرگاني به‌دنيا آمدند. در حال حاضر دكتر منصور و دكتر مهين گرگاني، دارفاني را وداع گفته‌اند و بگنج و عليرضا، در تهران زندگي مي‌كنند. طوبي خانم، مادر آنان نيز در سال 1367 در سن 77 سالگي فوت كرد. دكتر مهين گرگاني، در سال 1310 در تهران متولد شد و تمام سال‌هاي تحصيلات ابتدايي، دبيرستاني و دانشگاهي خود را در تهران گذراند. مرحوم محمدآخوند گرگاني، كه اقامتگاه اصلي او روستاي چن‌سولي، از توابع شهرستان آق‌قلا بود، داراي سه همسر تركمن نيز بود. او علاقه زيادي به درس خواندن و باسواد شدن فرزندان خود و همه كودكان اين مرزوبوم داشت و بيسوادي را عامل همه بدبختي‌هاي مردم مي‌دانست. به همين خاطر او همه مردم را به مدرسه فرستادن بچه‌هاي‌شان تشويق مي‌كرد، خصوصاً در مورد درس خواندن و باسواد شدن دختران، تأكيد زياد داشت. در آن سال‌ها، سران و ريش‌سفيدان قبايل تركمن، حتي خويشاوندان و بستگان وي، از اين كه محمدآخوند، دختران خود را به مدرسه مي‌فرستد و ديگران را نيز به اين كار تشويق مي‌كند، ناراحت مي‌شدند و اين ناراحتي را ابراز مي‌كردند. حتي آنان اعتقاد داشتند كه او دارد به قوم تركمن خيانت مي‌كند! خصوصاً بسياري از آنان به‌خاطر دانشگاه رفتن و بعد‌‌ها به خارج رفتن دكتر مهين‌دخت گرگاني، فوق‌العاده از وي دلگير شده و مدت‌ها از او قهر كرده بودند. در هرحال، مهين‌دخت گرگاني، به‌رغم اين مخالفت‌ها، به مدرسه رفت و درس خواند، ديپلم گرفت و به دانشگاه راه يافت و در سال 1337 از دانشكده پزشكي دانشگاه تهران، به عنوان نخستين دكتر زن، از قوم تركمن و يك پزشك و ماماي متخصص گرگاني، فارغ‌التحصيل شد و بعد‌ها مايه افتخار و مباهات مردم اين ديار گشت.

ادامه مطلب...
ارسال توسط محمد گلی
 
تاريخ : 2012/4/19


اگر بخواهم صادق باشم                                               

ديگر به دنبال کسی که درکم بکند نيستم  !                                      

من از ابتدای کودکی روروَکم را شکستم

تا روی پا های خودم بايستم !!!



ارسال توسط محمد گلی

انسان برای بقا و تداوم زندگی خود، همیشه به وجود اسحله برنده‌ ای بنام «اتحاد و اتفاق نظر» نیاز داشته است. در قرآن کریم آیه شریفه «واعتصموا به‌حبل الله جمیعا و لاتفرقوا»، در همین راستا مسلمانان را به‌وحدت و یکپارچگی دعوت می‌کند و موحدین را از تفرقه برحذر می‌دارد. تمام مردان الهی درطول تاریخ همیشه در جهت تحقق این آیه شریفه قرآن کریم تلاش بی‌وقفه نموده‌اند، چه بسا که در راه تحقق آن جان باخته‌اند. مختومقلی فراغی شاعر و عارف بزرگ ترکمن نیز در شعر «نقصانه گلگای»، ضمن دعوت مسلمانان به‌اتحاد و یکپارچگی، آنان را از انجام گناه و تفرقه پرهیز می‌دارد و می‌گوید: «نگذارید که با ایجاد تفرقه دربین خود، شادی دشمن و شیطان را فراهم سازید.» علاوه برآن «اتحاد» همیشه رمز پیروزی مبارزان حق و حقیقت در برابر ستمگران تاریخ بوده است و توده‌های مظلوم و محروم جامعه با استفاده از این سلاح برنده، توانسته‌اند شاهان پرقدرت و استثمارگران زالوصفت را از تحت شاهی سرنگون نمایند.



ادامه مطلب...
ارسال توسط محمد گلی
 
تاريخ : 2012/3/23
عید نوروز بر تمامی دوستان مبارک

ارسال توسط محمد گلی
 
تاريخ : 2012/3/11

طبق اعتقادات ترکمن ها آتش مقدس است و پریدن از روی آن و یا پاشیدن آب را بی حرمتی به آتش

می دانند.

در پیشواز بهار ترکمن ها آتش بزرگی روشن کرده دور آن حلقه می زدند و به پایکوبی می پرداختند.

و همراه با دور زدن به دور آتش کلماتی را می گفتند.

---------------------------------

آدملار اودونگ داشیندان آیلانیپ شو سؤزلری آیدیارلار:

"شامان اود- بولدوم شاد--- پارلاپ سانگا چوقوندوم- زورلاپ گونأمی دوکدوم-- اونگین قیل ایشیمی-- اوزین ات یاشیمی--- قورا منینگ داشیمی-- سیغیندیم سانگا زورلاپ--- قویماغین منی حورلاپ".

--------------------------------------------------

به لاتین میشه:

Şaman ot, boldum şat
Parlap saňa çokundym
Zorlap günämy dökdüm
Oňyýn kyl işimi, uzyn et ýaşymy
Gora meniň daşymy
Sygyndym saňa zoralap
Goýmagyn meni horlap



ارسال توسط محمد گلی
در هندوستان گاوها مهم هستند و در ایران مهم ها گاو هستند!
بنگرید بسیاری از سیاسیون ما از درجه سواد کمتری برخوردارند!
منظورم مدرک تحصیلیشون نیست که در چه مقطعی مدرک گرفتند!
چون معتقدم بسیار دانی فهم نمی آموزد.
اگر دقت کرده باشین بسیاری از این سیاسیون سواد روشن خاموش کردن کامپیوتر را هم ندارند و تنها طرفدارانشون این نوع کار ها را برایشان انجام میدهند!

در ایران سواد سیاسی === روابط + قدرت از بالا

و کسانی که تنها برای منفعت شخصی به صحنه سیاست وارد می شوند هرگز به آرمان های ملْت فکر نخواهند کرد.

امید وارم تجربه اخیر برای کاندیداتورهای ترکمن ما مثمر ثمر واقع گشته باشد.

پ.ن : بهترین سیاست صداقت و بزرگترین قدرت اتحاد است.



ارسال توسط محمد گلی
   Dilime guwanýaryn ýok onuň çaky

ýeke-täk myrasdyr enemden baky

Hiç haçan hiç zada çalşyp bilmen

bu meniň baýlygym ýuregimdäki baky



ene dil Güni götli bölsen
(güle-sahra)



ارسال توسط محمد گلی
حاجي به  فرزند کوچکش درباره نحوه كسب موفقيت در ايران نصيحت مي‌كند: 
"توي دنيا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپيده؛ اگر نمي‌خواهی جزو چاپيده‌ها باشی، سعي كن كه ديگران را بچاپي! سواد زيادی لازم نيست، سواد آدم را ديوانه مي‌كنه و از زندگي عقب مي‌اندازه! فقط سر درس حساب و سياق دقت بكن! چهار عمل اصلي را كه ياد گرفتي، كافي است، تا بتواني حساب پول را نگه‌داری و كلاه سرت نره، فهميدی؟ حساب مهمه! بايد كاسبي ياد بگيري، با مردم طرف بشي. از من مي‌شنوی برو بند كفش تو سيني بگذار و بفروش، خيلي بهتره تا بري كتاب جامع عباسي را ياد بگيري! سعي كن پررو باشی، نگذار فراموش بشی، تا مي‌توانی عرض اندام بكن، حق خودت رابگير! از فحش و تحقير و رده نترس! حرف توی هوا پخش مي‌شه، هر وقت از اين در بيرونت انداختند، از در ديگر با لبخند وارد بشو، فهميدي؟ پررو، وقيح و بي‌سواد. چون گاهي هم بايد تظاهر به حماقت كرد، تا كار بهتر درست بشه. نان را به نرخ روز بايد خورد! سعي كن با مقامات عاليه مربوط بشی با هركس و هر عقيده‌ای موافق باشی، تا بهتر قاپشان را بدزدی. كتاب و درس و اينها دو پول نمي‌ارزه. خيال كن تو سر گردنه داری زندگي مي‌كني. اگر غفلت كردی تو را مي‌چاپند. فقط چند تا اصطلاح خارجي، چند كلمه قلنبه ياد بگير، همين بسه."



ارسال توسط محمد گلی
 
تاريخ : 2012/2/1
با سلام خدمت همه دوستان عزیز اگه وقت کردین و یه سری به این سایت بزنین ممنون میشم. 
برای اولین بار
خرید و فروش اسب های نژاد ترکمن و دو خون از طریق سایت

مدیر سایت : عطا کر ( گوینده رسمی میادین سوارکاری کشور)

بیوگرافی مدیر : امان دردی کر معروف به عطا کر از سال 1353 گزارشگری را در کنار استاد و برادر بزرگترش یکشم قلی کر در مجموعه سوارکاری بندرترکمن شروع کرد. سپس در مسابقات گنبد کاووس ، آق قلا ، انبارالوم و ... گزارشگری را ادامه داد.
با توجه به صدای منحصر به فرد و گزارش جذاب توانست مسئولین را متحیر و جامعه سوارکاری را مجذوب خود سازد. وی علاوه بر کورس های ترکمن صحرا و عروسی های متعدد ، مسابقات سوارکاری زیر نظر فدراسیون و هیأت های استان ها را در شهرهای مختلف کشور از قبیل تهران ،یزد ، مشهد ، اهواز ، آبادان ، دزفول و ...گزارشگری کرد.
اکنون که قریب به چهل سال از کسوت گزارشگری ایشان می گذرد و همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد ، در این مدت مدید توانسته نشان گزارشگر ملی فدراسیون سوارکاری جمهوری اسلامی ایران را کسب نماید.
به امید اینکه سال های سال از صدای ارزشمند خود میادین سوارکاری را بهره مند سازد ، انشاألله.
http://www.turkmenat.com/
www.turkmenat.com
بیوگرافی مدیر : امان دردی کر معروف به عطا کر از سال 1353 گزارشگری را در کنار استاد و برادر بزرگترش یکشم قلی کر در مجموعه سوارکاری بندرترکمن شروع کرد. سپس در مسابقات گنبد کاووس ، آق قلا ، انبارالوم و ... گزارشگری را ادامه داد.با توجه به صدای منحصر به فرد و گزارش جذاب توانست مسئولین را متحیر و جامعه س...



ارسال توسط محمد گلی

حیوانات به زبان ترکمنی:



ادامه مطلب...
ارسال توسط محمد گلی
 
تاريخ : 2011/11/25
چیزی بهتر از این نیست که صبح زود ساعت 10 روز جمعه رو تختخواب انقدر اینور و اونور غلت بخوری تا اینکه کلافه بشی از خوابیدن و بدون اینکه از پنجره بیرون رو نگاه کنی با لباس زیر بخوایی بری بیرون و وقتی در اتاق رو باز کنی چشمت بیفته به باغچه حیاط خونه که کاملا سفید پوش شده...اندکی مکث!!! باز کردن دوباره چشم ها و کشیدن دست روی صورت خود!
با ذوق فراوان برگردی تو اتاق و کاپشنت رو بپوشی و افسوس بخوری از اینکه چرا زودتر بیدار نشدی!

پ.ن : چه زیباست جمعه امروز تکراری نیست!!!


ارسال توسط محمد گلی

یتیپ گلن قوربان بایرامئنی بارچانگئزا قوتلاماق بیلن ، سیزه و ایچری ماشغالا اوجاغئنگئزا جان ساغلئق و آغزئبیرلیک هم آلئپ باریان مقصاتلی ایشلرینگیزدا اوستونلیک آرزو ادیأریس! 






ارسال توسط محمد گلی



ارسال توسط محمد گلی

اسلایدر

دانلود آهنگ

ابزار وبمستر